حکایت شب اول قبر

آیت الله مرعشی نجفی (ره) نقل می کنند :

چند شب بعد فوت آیت الله شیخ مرتضی حائری، ایشان را در عالم خواب ديدم. حواسم بود که از دنيا رفته است. کنجکاو شدم که بدانم در آن طرف مرز زندگی دنيايي چه خبر است؟!
پرسيدم: آقای حائری، اوضاع‌تان چطور است؟ فرمودند: وقتي از خيلي مراحل گذشتيم، همين که بدن مرا در درون قبر گذاشتند،ناگهان متوجه شدم که از پايين پاهايم، صداهايي مي‌آيد. صداهايي رعب‌آور و وحشت‌افزا! صداهايی نامأنوس که موهايم را بر بدنم راست مي‌کرد. به زير پاهايم نگاهي انداختم. …

⭕️ ادامه حکایت ‏در کانال جستجو شود

کپی بنر حرامانتشار اسنادی از فساد دوره‌ی پهلوی برای اولین بار
همراه ِ
تحلیل های سیاسی صریح
نقد منصفانه
اخبارروز
همراه ما باشید درنقدوتحلیل
توجه توجه

پاسخ به سؤالات شما طلاب عزیز

سؤالاتتون رو از ما بپرسید

همین الان بزن رو لینک
T

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

ارسال دیدگاه جدید

نظرات برای این مطلب بسته شده است.

Sorry, the comment form is closed at this time.

به نکات زیر توجه کنید

  • نظرات شما پس از بررسی و تایید نمایش داده می شود.
  • لطفا نظرات خود را فقط در مورد مطلب بالا ارسال کنید.

%u0637%u0631%u0627%u062D%u06CC %u0633%u0627%u06CC%u062A
طراحی سایتسئواجاره ویلا و فروش ویلا شمالسرویس و تعمیر کولر گازیاجاره ویلافروش ویلااجاره ویلافروش ویلاویلا شمالویلا زیباکنار